نه فراغتِ نشستن ، نه شکیبِ رخت بستن ...
باید خودم را ببرم خانه
باید ببرم صورتش را بشویم
ببرم دراز بکشد
دلداری اش بدهم که فکر نکند
بگویم که می گذرد ، که غصه نخورد
باید خودم را ببرم بخوابد
من خسته است
...
علیرضا روشن
*عنوان پست از سعدی
+ نوشته شده در ساعت توسط
|