ناگهان چقدر زود دیر می شود!

 

"زندگی آنقدر ابدی نیست كه خوبتر بودن را برای فردا بگذاریم..."

 

حرف‌هاي ما هنوز ناتمام

 تا نگاه مي‌كني: وقت رفتن است

باز هم همان حكايت هميشگي!

پيش از آنكه باخبر شوي

لحظه عزيمت تو ناگزير مي‌شود

آي....

اي دريغ  و حسرت هميشگي!

ناگهان

 چقدر زود

 دير مي‌شود

هوا سرده دمش گرم!

 

یعنی من عاشق این هوام!

هوای سرد نمناک پاییزی.. که از حموم که درمیام مجبور بشم لباس آستین بلند بپوشم و و جورابای پشمیم رو پام کنم! یعنی من کلاً عاشق سرمام با همه ی دردسرهاش عاشق اینم که زیر بارون بدون چتر راه برم و کل هیکلم تا انگشت شست پام یخ کنه و هی عطسه کنم و اصلاً بعدش سرما بخورم!

الان هوا همینجوریه که من عاشقشم! که اونقدر جوگیر شدم که نشستم و دارم وبلاگ آپ میکنم و حسمو ثبت میکنم که نپره!