همیشه گفته ام و باز می گویم ، عزیز من !  کودکی ها را ، بی هیچ دلیل و بهانه ، رها مکن ، که ورشکست ابدی خواهی شد...

آه که در کودکی ، چه خیال بیمه کننده ای هست ، و چه نترسیدنی از فردا ...

.

.

بشنو بانوی من!

برای آنکه لحظه هایی سرشار از خلوص و احساس و عاطفه داشته باشی ، باید که چیزهایی را از کودکی با خودت آورده باشی و گهگاه کاملاً سبکسرانه و بازیگوشانه رفتار کرده باشی.

انسانی که یادهای تلخ وشیرینی را ، از کودکی ، در قلب و روح خود نگه ندارد و نداند که در برخی لحظه ها واقعاً باید کودکانه به زندگی نگاه کند ، شقی و بی ترحم خواهد شد...

 

نادر ابراهیمی/ چهل نامه ی کوتاه به همسرم

 

۱/ دیروز بعد از مـــــدتـــــــــــــها  یه صبح تا عصر رو با یه دوست خوب گذروندم . چه غنیمتی ست وجود چنین یاران شفیقی در زندگی. و گاهی چقدر میچسبه چنین فضاهای مجردی ای !

۲/ امسال نمایشگاه که نشد بریم. ولی بلاخره رفتم شهر کتاب و کتابهای مصطفی مستور رو خریداری کردم و الان یه مرحله جلوتر از مرحله ی قبلم !


_  گرم یاد آوری یا نه .. من از یادت نمی کاهم ..


*عنوان پست از اسماعیل خویی